محمد حسن خان اعتماد السلطنه

137

صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى )

آقائى و احترام و تاج و تخت و ضرب سكه را خاص سلطنت كرده ، ولى نصب و عزل و قطع و فصل كار و اجراء امور دولت و دادن و گرفتن مواجب و منصب را مىخواست ، منحصر به تصويب خود نمايد و در مجلس وزارت صورت دهد و بىخبر از اينكه آب و گل ايرانيان و عادت ايشان سرشتهء ارادت پادشاه است و به اين اميد هستند كه اقتدار و اختيار سلطانى اگر نباشد ، اكثر از بيچارگان بايد هميشه از منصب و عزت و نعمت محروم باشند و همواره يك سلسله مشغول رياست باشند و ظل اللّه بايد مثل ذى ظل خود ، بعضى تفضلات و احساناتش لابشرط باشد كه گاهى ذليلى را عزيز كند و فقيرى را غنى سازد تا همه به اين اميد به درگاه او شتابند و بر جاى رياست خدمت كنند و براى اين كار هميشه سلطان را بايد اختيار و اقتدار كلى باشد كه وزرا سد فيض و قطع اميد مردم را ننمايند و مرحوم قائم مقام بر خلاف اين عقيده بود . وقتى چنان اتفاق افتاد ، كه شاهنشاه غازى بيست تومان به مردى باغبان عطا فرمود ، قائم مقام كس فرستاد آن زر را استرداد كرد و به خدمت شاهنشاه پيام داد كه اين عطا در اين مورد ، موقع و جهتى نداشت و گفت : « ما هر دو در خدمت دولت ايران خواجه تاشانيم و بيش از صد هزار تومان از مال رعايا حق نداريم كه خرج كنيم و شما در خدمت دولت بزرگتر هستيد ، اگر خواهيد مهماندارى مملكت ايران را خود كن و هشتاد هزار تومان اين زر ترا باشد و من با بيست هزار تومان كوچ دهم و اگر نه ، مهماندار شوم و شما با بيست هزار تومان قناعت فرمائيد . » الحاصل اين گونه گفتار و كردار باعث اشتعال غضب پادشاه بىمثال شد و عزم ملوكانه تصميم عزل و قتل او